یادداشتی ازطرف خدا:

من خداهستم٫ امروز من همه مشكلاتتواداره ميكنم.لطفابه خاطرداشته باش كه من

 به كمك تونيازندارم

اگردرزندگي وضعيتي برايت پيش آيدكه قادربه اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن

آن تلاش نكن آن رادرصندوق (چيزي براي خداتاانجام دهد)بگذار همه چيزانجام

خواهدشدولي درزمان موردنظرمن نه تو.

وقتي كه مطلبي رادرصندوق من گذاشتي همواره بااضطراب دنبال (پيگيري)

نكن.درعوض روي تمام چيزهاي عالي وشگفت انگيزي كه الان درزندگيت

وجودداردتمركزكن.نااميدنشوتوي دنيامردمي هستندكه رانندگي براي انهايك

 امتيازبزرگ است٫شايديك روزبددرمحل كارت داشته باشي٫به مردي فكركن كه

سالهاست بيكاراست وشغلي ندارد

ممكنه غصه زودگذربودن تعطيلات آخرهفته روبخوري٫به زني فكركن كه باتنگدستي

وحشتناكي روزي ۱۲ساعت و۷روزهفته كارميكندتافقط شكم فرزندانش راسيركند.

وقتي كه روابط تو روبه تيرگي وبدي ميگذردودچارياس ونااميدي مي شوي به انساني

فكركن كه هرگزطعم دوست داشتن وموردمحبت واقع شدن رانچشيده است.

وقتي ماشينت خراب ميشود وتومجبورميشويبراي يافتي كمك مايل ها پياده بروي٫به

 معلولي فكركن كه دوست دارديك بارفرصت راه رفتن داشته باشد.

ممكنه احساس بيهودگي كني وفكركني كه اصلابراي چي زندگي ميكني وبپرسي

 هدف من چيست؟

شكرگذارباش دراينجاكساني هستندكه عمرشان آنقدركوتاه بودكه فرصت كافي براي

 زندگي كردن نداشتند.

وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده درآينه ميشي٫به بيماري سرطاني

فكركن كه آرزودارد

كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند.

....

 

خسته...

 

ازمن گرفته اند تورااین گناهها

                                         پس کی تمام میشوداین اشتباهها

ازفرمایشات امام علی (ع)به مالک اشتر:

.. ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش

مکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی... .

خدایا...

خدایاتوراغریب دیدم غریبانه غریبت شدم

تورابخشنده پنداشتم وگناهکارشدم

توراوفاداردیدم ودرسردترین لحظه هایم به سراغت امدم

خدایاتومراچه دیدی که وفادارماندی....

خداوندبه داودنبی فرمود:

 

ای داورمن پنج چیزرادرپنچ پنهان کردم امامردم جای دیگردنبالش میگردند:

من علم رادرگرسنگی وتلاش پنهان کردم٫مردم درآسایش وراحتی دنبالش هستند

من عزت وسربلندی یک ادم رادرفرمانبرداری خودم پنهان کردم٫اماانسانهافکرمیکننداگرازیک ادم مثل خودشان فرمانبرداری کنندبه عزت میرسند

من بی نیازی یک ادم رادرقناعت قراردادم٫مردم فکرمیکنندبی نیازی درجمع کردن ثروت است

من راحتی رادربهشت قراردادم٫مردم دردنیادنبالش میگردند

من رضاوخشنودی خودم رادرخشم گرفتن به نفس قراردادم٫امامردم دراسان گرفتن به نفس ان رادنیال میکنند

گفتگوي خدا با بنده

خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد

خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح
 نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو
نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار
همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

قسمتی از مناجات های شهید چمران با خدا

 

 

 

 

...خدایا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و

 

خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد وخود را

 

طرف مقابل به حساب آورد! خدایا آنچه می گویم از قلبم می جوشد و از


روحم لبریز می شود. خدایا دل شکسته ام، زجر کشیده ام، ظلم زده ام، از همه

 

چیز ناامید و از بازی سرنوشت مأیوسم، در مقابل آینده ای تیره و مبهم و تاریک فرو

 

رفته ام، تنها ترا می شناسم ، تنها به سوی تو می آیم، تنها باتو راز و نیاز می کنم...

 

تقسیم دنیا

روزی انسان به خداگفت:

خدابیادنیاراباهم تقسیم کنیم

آسمان مال من ابرمال تو

دریامال من موجش مال تو

رودهامال من ماهی هاش مال تو

خداگفت:توادم باش همه دنیامال تو من هم مال تو

 

خدایا

 

خدایانگویمت که دست مرابگیر

 

                              عمریست گرفته ای مبادارهاکنی

ترجمه دعای دوزادهم صحیفه سجادیه

 

نيايش آن حضرت در اعتراف به گناه:

خدايا، سه چيز مرا باز مي‌دارد از اين كه خواسته‌ي خود را با تو در ميان
 
 گذارم، و يك چيز مرا بر آن وا مي‌دارد.

فرماني كه داده‌اي و من در عمل به آن كُندي كرده‌ام، كاري كه مرا از آن
 
بازداشته‌اي و من به انجام دادنِ آن شتاب ورزيده‌ام، نعمتي كه به من ارزاني
 
 داشته‌اي و من در سپاس آن كوتاهي نموده‌ام، سه چيزي هستند كه مرا
 
باز مي‌دارند.
اما بخشش و نيكي بسيار تو به كسي كه روي به درگاهت آورد و با
 
خوش‌بيني به سوي تو آيد، مرا به گفتنِ خواسته‌ام بر مي‌انگيزد؛ چرا كه هر
 
احسانِ تو بخشش بسيار است، و هر نعمتِ تو نعمتي بي‌سابقه.

اينك اي معبود من، اين منم كه بر درگاه عزّتِ تو همچون بنده‌اي فرمانبردار و
 
خوار ايستاده‌ام، و همچون بينوايي عيالوار، شرمسارانه دستِ خواهش دراز كرده‌ام.
اعتراف مي‌كنم كه در هنگام احسانِ تو جز خودداري از نافرماني تو كاري
 
نكرده‌ام، حال آن كه هيچ گاه از نعمت‌هاي تو بي‌بهره نبوده‌ام.

اي معبودِ من، آيا اقرارم به كارهاي ناپسند در پيشگاه تو، مرا سود مي‌دهد؟
 
و اعترافم به زشتكاري‌ها مرا از عذاب تو نجات مي‌بخشد؟ يا در همين حال
 
كه هستم خشمِ خود را بر من واجب كرده‌اي، و هم اكنون كه تو را
 
مي‌خوانم غضب خود را دامنگيرم ساخته‌اي؟

اي خداوند پاك، از تو نااميد نخواهم شد، زيرا دَرِ بازگشت به سوي خود را به
 
 رويم گشوده‌اي. پس به درگاهت مي‌نالم، چونان بنده‌اي ذليل كه بر خود
 
ستم كرده و حُرمت پروردگارِ خود را شكسته است؛

همان كه گناهانش فزوني يافته و روزگار عمرش سپري شده و چندان كه
 
مي‌نگرد، زمان كار كردنش به سر آمده و زندگي‌اش رو به پايان نهاده است
 
، و به يقين مي‌داند كه پناهي جز تو ندارد و از عذاب تو گريختن نتواند. پس
 
با توبه روي به درگاهت آورده و آن را براي تو خالص گردانيده و با دلي پاك و
 
پاكيزه در پيشگاهت ايستاده و با صدايي آرام و دگرگون تو را مي‌خواند.

از فروتني بسيار و سر به زير افكندن در پيشگاه تو قامتش خم گرديده و
 
ترس از تو پاهايش را به لرزه درآورده و گونه‌هايش خيسِ‌ اشك است، و در
 
 اين حال، تو را مي‌خواند كه: اي مهربان‌ترين مهربانان، و اي مهربان‌ترين
 
كسي كه رحمت خواهان سوي تو آيند و جويندگانِ آمرزش پيرامونِ تو گردش
 
 كنند. اي آن كه بخشش تو از انتقامت بيش‌تر، و خشنودي تو از خشمت افزون‌تر است.
اي آن كه به نيكي از گناه خلق در مي‌گذري تا ستايشِ تو كنند. اي آن كه
 
بندگانت را به پذيرش توبه عادت داده‌اي و با توبه تبهكاران‌شان را به راه
 
آورده‌اي. اي آن كه به اندك كارِ نيك ايشان خرسند شوي و آن كارِ كم را
 
پاداش بسيار دهي. اي آن كه اجابت دعاي بندگان را ضامن شده‌اي و با
 
 فضل و بخشش خود، به آنان پاداش نيك وعده فرموده‌اي.

من آن گنهكارترينِ گنهكاراني نيستم كه آمرزيده‌اي؛ من از نكوهيده‌ترين
 
كساني نيستم كه از تو پوزش خواسته‌اند و پذيرفته‌اي؛ و از ستمكارترينِ
 
ستمكاراني نيستم كه رو به سوي تو آورده‌اند و تو نيز [با رحمت خود] به ايشان رو كرده‌اي.
من اينك به سوي تو برمي‌گردم؛ همچون كسي كه از گذشته‌ي خود سخت
 
 پشيمان است و از بار گرانِ معصيتي كه بر دوش دارد، هراسان است، و از
 
 آنچه گرفتار آن شده، شرمسار و دل نگران است.

مي‌داند كه آمرزش گناهان بزرگ، پيش تو كار سختي نيست، و در گذشتن
 
از خطاهاي سنگين بر تو دشوار نباشد، و بردباري در برابر تباهكاري آشكار
 
 ما تو را به زحمت نيندازد، و محبوب‌ترين بندگان تو آن كس است كه در برابرِ
 
تو سركشي نكند و از پافشاري بر گناه بپرهيزد و پيوسته از تو آمرزش خواهد.
خدايا من از گردن كشي در برابرِ تو بيزاري مي‌جويم و از پافشاري بر گناه به
 
 تو پناه مي‌برم و از هر كوتاهي كه كرده‌ام آمرزش مي‌طلبم و بر آن كار كه
 
 در آن فرو مانم از تو ياري مي‌خواهم.

خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و گناه آنچه را بر من واجب كرده‌اي،
 
بر من ببخشاي، و مرا از كيفري كه سزاوار آنم، بِرَهان، و از آنچه گناهكاران
 
را به وحشت انداز، آسوده بدار؛ زرا تو بر چشم‌پوشي از گناه توانايي، و تنها
 
 به تو اميدِ خطا پوشي هست، و همگان تو را به وصف آمرزش مي‌شناسند.
 
 خواسته‌ي خويش را تنها از تو مي‌خواهم كه گناهم را جز تو آمرزنده‌اي نيست. هرگز، هرگز!
من بر خويشتن جز از عذابِ تو نمي‌ترسم، كه تنها از تو بايد بيم داشت و
 
تنها از تو بايد آمرزش خواست. بر محمد و خاندانش درود فرست و نيازم را
 
برآور و خواسته‌ام را برسان و گناهم را ببخشاي و مرا از ترس در امان دار،
 
 كه تو بر هر كاري توانايي و اين همه بر تو آسان است. چنين باد اي پروردگار هستي‌ها.